
مثلا زودتر از اینجا برم. مثلا از خوش شانسیم بود که دانشجوئم. و دانشگاهم یه خیلی دوره از شهری که توش زندگی میکنم. هرچند که اونجا هم باید اعصابم فوق قوی باشه و شرایط خوابگاه رو تحمل کنم. از اولش هوا سرده و باید لباس گرم بپوشم. و آخر هفته های خوشگل با کلی درس و پروژه و غذا درست کردن و شستن لباس های کاموایی با دست! ولش خوبه همش... خوبه... از خدا ممنونم بخاطر همشون.بخاطر تمام زندگیم ازش ممنونم.xa0 داشتم فکر میکردم که یک صدم درصد واقعا امیرعباس منو دوستت داشته باشه. یعنی این ترم برخوردش چطوریه با من؟ ...
ادامه مطلب